اندیشه ها  

 

واپسین نوشته های انجمن

 


بازگشت   اندیشه ها > تالارهای هنر > سينما و تئاتر

پاسخ
 
ابزارهاي جستار شیوه ی نمايش
کهن 07-05-04, 01:37   #1
آناهیتا
تازه کار
 
آواتار آناهیتا
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 97
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
آناهیتا is on a distinguished road
ساماندهی نخستین نقد و بررسی فیلمهای سینمایی

تلاش میکنیم در این جستار فیلمهای روز و در حال اکران سینمای ایران را نقد و بررسی کنیم .
آناهیتا برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-05-04, 01:48   #2
آناهیتا
تازه کار
 
آواتار آناهیتا
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 97
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
آناهیتا is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

چون هنوز اخبار مربوط به فیلم اخراجی ها در صدر اخبار سینمایی کشورمان است
بهتر است اولین فیلم مورد نقد ، همین فیلم باشد



اخراجــــی ها :

..............................................
عوامل سازنده

بازیگران:
اکبر عبدی - کامبیز دیرباز - محمدرضا شریفی نیا - ارژنگ امیرفضلی - علیرضا اوسیوند - منوچهر آذر - فخرالدین صدیق شریف - جواد هاشمی - قاسم زارع زاغه - محمود مقامی - عبدالرضا اکبری - نگار فروزنده - مینا جعفرزاده - نیوشا ضیغمی - شهره لرستانی - امین حیایی - مریلا زارعی - سپند امیرسلیمانی -


کارگردان:
مسعود ده نمکی -


جوايز و انتخابها:

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس (مجید میرفخرایی)

دوره 25 جشنواره فیلم فجر (بخش مسابقه سینمای ایران) در سال 1385

.................................................................

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه (جواد شریفی راد)

دوره 25 جشنواره فیلم فجر (بخش مسابقه سینمای ایران) در سال 1385

.................................................................

>> برنده سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران (مسعود ده نمکی)

دوره 25 جشنواره فیلم فجر (بخش مسابقه سینمای ایران) در سال 1385
آناهیتا برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-05-12, 10:04   #3
navid
تازه کار
 
آواتار navid
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 83
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
navid is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

بازنوشت :
نگارنده ی نخستین : all dead دیدن جستار
یعنی خودتون نمی خواین بررسی کنین؟ یکی دیگه باید بیاد راجع به اخراجیها حرف بزنه؟ یا چی؟
امیدوارم وقتیکه این تاپیک رو استارت می زدین این احساس رو داشته بوده باشین که به اندازه چند خط راجع به اخراجیها حرف واسه گفتن دارین.
سلام
شما هم که فقط سر دعوا و ایرادگیری دارید!
لااقل چند خطی نظر می دادید تا عالم بی عمل نباشید
: cry3 :
navid برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-05-13, 14:23   #4
persian_queen
آشنا
 
آواتار persian_queen
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 232
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
persian_queen is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

من جای شما باشم حلقه دوم را هم پس می دهم به جایش گوریل انگوری می گیرم.
persian_queen برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-05-19, 04:50   #5
بهمن
رهگذر
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 2
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 0
بهمن is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

سلام
دیدم. خیلی زحمت کشیده بودی .خسته نباشی.امیدوارم کارای بیشتری ببینیم.خوشحال می شم از نظراتت در وبلاگم استفاده کنم www.bahmana56.blogfa.com
بهمن برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-08, 19:43   #6
کیوان
آشنا
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 135
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 43
کیوان is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

بمب قهقهه و خنده
تعطيلات مستر بين
وقتي مستر بين جشنواره کن را بهم مي ريزد





این سومین فیلم سینمایی بلندی است که درباره مستر بین ساخته می شود. (دو فیلم قبلی ، "بین" در سال 1997 و "جانی انگلیش" به سال 2003 بودند ). مستر بینی که حدود دو دهه است ، به عنوان کاراکتر اصلی مجموعه ای از نمایشات کوتاه تلویزیونی ، مردم دنیا را می خنداند. (از جمله تلویزیون خودمان هم به کرات برنامه های تلویزیونی مستر بین را در مناسبت های گوناگون از شبکه های مختلفش پخش کرده و حتی بنا بر همین کاراکتر ، در ایران شخصیتی به نام مستر سین بوجود آمد که ابتدا ادای وی را در می آورد ولی بعدها با نام حمیدرضا ماهی صفت ، کمدین مستقلی در شوهای مختلف شد!) کاراکتری که خالقش را به نام خود "روان اتکینسن"(بازیگر نقش مستر بین) ثبت کرده اند ، چراکه اساس آن بر فیزیک بدنی ، حرکات و رفتار و میمیک های خاص این بازیگر 52 ساله انگلیسی استوار است. از همین رو همواره در فهرست نویسندگان فیلمنامه مجموعه ها و فیلم هایی که درباره این شخصیت ساخته شده ، خلق کاراکتر آن به نام همان "روان اتکینسن" در تیتراژ می آید. کاراکتری که نه بر دیالوگ و تکیه کلام و شوخی های خاص زبانی ، بلکه به خاطر نوعی حرکات کاریکاتوری ویژه که با قد دراز و دست و پاهای بلند و کله کوچک وی کاملا هماهنگ است و فیگورهای چهره که با فرم گرد صورت و چشم های درشت و دماغ بزرگ آن ، ترکیب خنده آوری را پدید می آورد.


اما تازه ترین فیلم مستر بین (که به قول خودش قرار است ، آخرین آن هم باشد) درباره مسافرت او به سواحل کن واقع در جنوب فرانسه است که طبق معمول با وقایع و اتفاقات کمیک و مضحکه آمیزی نیز همراه می شود. مستر بین در یک قرعه کشی بخت آزمایی کلیسا ، برنده سفری به کن و سواحل جنوب فرانسه همراه 2000 یورو خرج سفر و یک عدد دوربین دیجیتال شده و با خوشحالی زائدالوصفی راهی آنجا می گردد. در همان ابتدای راه و در پاریس براثر تاخیر ، قطار کن را از دست می دهد و در مرتبه دوم باعث نرسیدن فرد دیگری به قطار بعدی می شود که اتفاقا آن فرد ، کارگردانی روس به نام" امیل" ، عضو هیئت داوران جشنواره کن بوده و از پسرش "استپن" هم که در آن قطار انتظارش را می کشد ، جا می ماند. از آن پس ، مستر بین و استپن ، اگرچه زبان یکدیگر را نمی فهمند ، اما همسفر می شوند. این درحالی است که "بین "سعی می کند از تمامی اتفاقات و حوداثی که در طول راه از سر می گذراند ، با دوربین دیجیتال خود فیلم برداری کند. این درحالی است که با هنرپیشه فرانسوی یکی از فیلم های حاضر در جشنواره کن به نام "سابین" هم ، همراه می شوند.


فیلم "تعطیلات مستر بین" در مایه های آثاری همچون "دنیای دیوانه دیوانه دیوانه" و یا نسخه دهه نودی آن یعنی "موش دوانی"(که خود روان اتکینسن هم در آن بازی داشت)، مسابقه ای برای رسیدن به مقصدی خاص (در اینجا کن)را موضوع خود قرار می دهد که در واقع بازنده ای ندارد . (برخلاف دو فیلم مذکور که اساسا برنده ای نداشتند) . همه شخصیت های ماجرا از همان عضو هیئت داوران و پسرش گرفته تا کارگردانی به نام "کلی کارسون"(با بازی ویلم دافو) و سابین که هنرپیشه فیلمش است و تا خود "بین" که هیچ علاقه ای هم به جشنواره کن ندارد و تمام هم و غمش این است که به ساحل دریا برسد، به طور ناخودآگاه در این مسابقه اعلام نشده شرکت دارند. اما در این میان دست و پا چلفتی های مستر بین است که موانع و مشکلات متعددی در میانه این سفر ایجاد می کند و البته باعث خنده و مضحکه می گردد. مضحکه فوق ، این بار علاوه بر آداب و رسوم خشک و پرافاده انگلیسی که معمولا سوژه اصلی کمدی های مستر بین است ، کمی فرا مرزی شده و شیوه رفتار و سلوک بسیاری از آدم های تازه به دوران رسیده (در هر شغل و مقامی ) را در کادر دوربین به هجو می کشد. از خوره بازی برای آن دوربین دیجیتالی گرفته که این روزها در دست و بال هر قشر و طبقه ای به چشم می خورد تا بدون علم به فرهنگ و دانش استفاده از آن ، در هر موقعیتی مورد استفاده قرار دهند! (فیلم های دوربین دیجیتال " بین" از آن زجری که امیل برای رسیدن به قطار از دست رفته اش متحمل می شود ، را دربر می گیرد تا ثبت تصویری شماره تلفنی که قرار است نقطه ارتباطی با پدر "استپن" ، یعنی همان امیل باشد ) و همچنین خوردن مشقت بار غذاهای ناشناخته دریایی در آن رستوران تا سر و کله زدن مستر بین با موبایل سابین که حتی تا زمان به خواب رفتن همه ادامه دارد ( این هجواستفاده از موبایل در چند صحنه دیگر نیز به چشم می خورد ، از جمله وقتی که بین و استپن سعی می کنند با حدس زدن دو رقم نا معلوم شماره تلفن امیل با وی تماس بگیرند ، یک بار با فردی تماس می گیرند که در دستشویی است و موبایلش درون چاه توالت می افتد ، بار دیگر نوزادی ، گوشی را برمی دارد که با آن شربتش را هم می زند، بار دیگر موبایل متعلق به مرده ای است که مرده شورش آن را جواب می دهد و یک بار هم با کسی تماس می گیرند که پس از پاسخ به موبایل ، خود را از فراز پلی مرتفع به پایین پرتاب می کند !!) و نمایشات خیابانی و جذب مردم برای کمک های خیریه (که به اجرای آن نمایش عجیب و غریب مستر بین و استپن با ترانه ای که از بلندگوی عاریتی پخش می شود ، می انجامد!) ...

و بالاخره هجو اساسی فیلم "تعطیلات مستر بین" ، با دست انداختن جشنواره فیلم کن و البته فیلم و سینمای به اصطلاح هنری به کمال می رسد.


فیلمی که "کلی کارسون" ساخته و سابین هم از بازیگران آن است ، "زمان پلی بک" نام دارد و موقع نمایش آن در کاخ جشنواره فیلم کن ، امیل هم به عنوان عضو هیئت داوران در سالن حاضر است. فیلم که آغاز می شود نام "کلی کارسون" به عنوان بازیگر بر پرده نقش می بندد . عبارت بعدی بر تصویر بعدی ، نام تهیه کننده را نشان می دهد که بازهم "کلی کارسون" است !! و سپس بر صحنه بعدی این عبارت نقش می بندد : در فیلمی از "کلی کارسون" !!!

خود بزرگ بینی و به اصطلاح از دماغ فیل افتادن این دسته از فیلم سازان در سکانسی هم که همین جناب "کلی کارسون" برروی فرش قرمز به سوی سالن می آید ، وقتی همراه زنی نشان داده می شود که در کنار یکدیگر همچون فیل و فنجان به نظر می آیند!!! ، به شکل قابل درکی ، مورد تمسخر قرار می گیرد .
فیلم "زمان پلی بک" در سالن نمایش جشنواره کن ، با نماهای بسیار کشدار و کسالت بار از کلوزآپ "کلی کارسون" آغاز می شود که گویی در تونلی پیش می رود و نریشن خود وی شنیده می شود که از بیگانگی و غربت و یاس و مانند اینها می گوید .نریشنی که با تکرار بیش از حد کلمه" هیچ چیز" ادامه می یابد. دوربین ، حاضران در سالن را نشان می دهند که اغلب خسته شده ، خمیازه می کشند و حتی خوابیده اند !! اما ورود مستر بین با لباس مبدل مادربزرگ "سابین" به همراه استپن ، همه چیز را برهم می ریزد. او وقتی متوجه می شود که کلی کارسون نماهای مختصر سابین را هم حذف کرده ، به آپاراتخانه رفته و به جای فیلم "زمان پلی بک" ، فیلم هایی را که در طول سفرش با دوربین دیجیتال خود برداشته بود ، به نمایش می گذارد ، در حالی که همچنان نریشن کلی کارسون برروی آنها شنیده می شود. مانند نماهایی از تلاشی که او و استپن پس از دست دادن وسایلشان برای درآوردن پول از طریق نمایش خیابانی انجام دادند ، تصاویری از حضور مستر بین در میانه صحنه های فیلم تبلیغاتی کلی کارسون و یا در رستورانی که به زور آن خرچنگ های بد هیبت را می خورد و بالاخره هنگامی که شادمانه همراه سابین و استپن به کن رسیدند ... تماشاگران به شدت "بین" را که به دنبال تعقیب و گریزش با کلی کارسون و امیل همراه استپن به روی صحنه رسیده ، تشویق می کنند ، چراکه در واقعیت هم همان را می بینند که در فیلم دیده اند. به عبارتی دیگر آنها از این رو پس از چرت زدن های طولانی هنگام تماشای فیلم "زمان پلی بک" ، حالا همگی ایستاده ، برای هنرمندان فیلم به شدت دست می زنند ، که برخلاف آن صحنه های ملال آور فیلم "زمان پلی بک" ، از درون تصاویر دوربین دیجیتال مستر بین ، به تماشای زندگی نشسته اند و واقعیت زندگی را مشاهده نموده اند. این همان سینما و هنر واقعی به نظر می آید که متاسفانه در قرن بیست و یکم و پس از تجارب فراوان اساتید فیلمسازی تاریخ سینما ، هنوز هم عده ای قلیل با عنوان سینمای هنری و مخاطب خاص و امثال این گونه القاب خود فریب ، آن را فراموش می کنند.

کلی کارسون در مصاحبه مطبوعاتی پس از نمایش فیلم اگرچه همچنان فیلم نمایش داده شده را نتیجه ریسک پذیری شخص خودش اعلام می کند ، اما اعتراف دارد که سینما یک تجربه جمعی است برای نمایش واقعیات زندگی .

پیش از این وودی آلن نیز در فیلم "پایان هالیوودی" نگاهی طعنه آمیز به هنر روشنفکر نمایانه حاضر در برخی از جشنواره های اروپایی داشت. در آن فیلم یک فیلمساز مشهور ، پس از سالها بیکاری ، پیشنهاد ساخت فیلمی را از همسر سابقش که اینک مدیر یکی از کمپانی های فیلمسازی است ، دریافت می کند ، اما هنگام شروع تولید فیلم براثر استرس و فشار روانی ، نابینا می شود. او به توصیه کارگزارش ، این موضوع را افشاء نکرده و به کمک وی و مترجم فیلمبردار چینی پروژه ، با همان حالت نابینایی ، به کارگردانی فیلم می پردازد ولی کار افتضاح درمی آید به طوری که کمپانی سفارش دهنده ، آن را یک آشغال به تمام معنا می نامد . اما وقتی وی همین فیلم را به جشنواره های اروپایی می برد ، مورد استقبال شدید قرار گرفته و به عنوان نابغه از سوی آن جشنواره ها شناخته می شود!!

فیلم "تعطیلات مستر بین" در ایامی به نمایش درآمده که اتفاقا در آستانه برگزاری شصتمین دوره جشنواره فیلم کن قرار گرفته ایم و به این ترتیب وجه تسمیه مناسبی هم پیدا می کند. جشنواره ای که اگرچه دیگر از آن فضای روشنفکرنمایی فیلم های به اصطلاح هنری فاصله گرفته ولی به طور باورنکردنی ، آلترناتیو آن آثار شبه هنری را فیلم های هالیوودی قرار داده است. چنانچه در جشنواره امسال از میان 30 فیلم بخش اصلی مسابقه و خارج از مسابقه ، 12 فیلم(یعنی نزدیک به نیمی از فیلم ها ) متعلق به سینمای آمریکا هستند. که چند فیلم از این آثار (برخلاف قانون بخش مسابقه جشنواره کن )قبلا در سطح گسترده ای اکران عمومی پیدا کرده اند از جمله فیلم "زودیاک" (دیوید فینچر) و فیلم "سند مرگ" کویینتین تارانتینو .


اگر سال گذشته این جشنواره با فیلم صهیونیستی "رمز داوینچی" افتتاح شد ، امسال رییس هیئت داوران بخش اصلی جشنواره ، استیون فریرز است که سال گذشته با فیلم "ملکه" بسیاری از حرف های لابی صهیونیست را علیرغم بدنامی های باند بوش – بلر در سیاست های جنگ طلبانه اخیرشان ، در قالب فیلم بیان کرد!!

به نظر می آید آنچه استیو بندلک (کارگردان ) در فیلم "تعطیلات مستر بین" به تصویر می کشد ، حق مطلب است که جشنواره هایی همچون کن با فیلم های واقعی و مستقل از کمپانی های هالیوودی بایستی پوست اندازی کنند تا بلکه آن مسیر حقیقی شان را بیابند.


"مستر‌ بین" پس از 10 سال به سینما آمد مستر‌ بین بعد از 10 سال دوری با فیلمی جدید درباره یک سفر پرماجرا از بریتانیا به جشنواره فیلم کن در فرانسه، به سینما بازگشت. به گزارش خبرنگار مهر، روان اتکینسن، خالق شخصیت معروف دنیای کمدی و ستاره فیلم جدید "تعطیلات مستر بین" در این زمینه گفت: "ما همیشه حس می کردیم مستر بین می تواند دستمایه یک فیلم سینمایی دیگر باشد، اما این بار او باید به شکلی کاملا متفاوت با فیلم اول به تصویر در می آمد. اگر صرفا می خواستیم یک دنباله بسازیم، هشت یا 9 سال پیش باید این کار را می کردیم ، نه الان. اما فکر کردن درباره ایده فیلم جدید سال ها طول کشید." روان اتکینسن قهرمان مجموعه بین که به ندرت حرف می زند و بیشتر با شلوغ کاری با دیگران ارتباط برقرار می کند،‌ محبوبیتی جهانی دارد. "بین: آخر یک فیلم از سینمای فاجعه" (1997) بیش از 260 میلیون دلار فروخت و یکی از موفق ترین فیلم های بریتانیایی تمام دوران لقب گرفت. اتکینسن در 1981 در نمایشی یک نفره در وست اند لندن شخصیت بین را خلق کرد. این شخصیت محبوب در سال 1990 با یک مجموعه نمایش تلویزیونی که در قالب 14 قسمت نیمساعته از تلویزیون بریتانیا پخش شد، به شهرت رسید، مجموعه ای که بعد ها به 245 کشور فروخته شد. بین در فیلم جدید در مقایسه با نمایش تلویزیونی، جنبه انسانی بیشتری دارد. خودخواهی او کمتر است و بیشتر حرف می زند. پس از سفر بین به لس انجلس در فیلم اول، این بار هدف او کن در جنوب شرقی فرانسه است و در این جا تنها یک چیز می خواهد: دیدن ساحل! "تعطیلات مستر بین" از هفته پیش در اروپا به نمایش عمومی در آمده است.



کیوان برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-22, 22:23   #7
persian_queen
آشنا
 
آواتار persian_queen
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 232
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
persian_queen is on a distinguished road
ساماندهی نخستین معرفی یک فیلم!

پشت چراغ قرمز نگاهم به بیلبرد بزرگ تبلیغاتی گیر کرد. با تیتر درشت نوشته بود "سرگیجه" و زیرش عنوان انگلیسی "VERTIGO" فکرم پر کشید به فیلم vertigo اثر جالب آلفرد هیچکاک. یادم آمد که از تماشای فیلم لذت برده بودم. این فکر به سرم زد که شاید این فیلم ورژن ایرانی همان باشد. تیتری هم در همان بیلبرد با مضمون وقتی عشق با جنون همراه شود یا چیزی مثل این بود که شکم را به یقین تبدیل کرد و تصمیم گرفتم در اولین فرصت به دیدن این فیم بروم و لذت ببرم!تصادفا غروب همان روز فرصتی استثنائی دست داد و تصمیم گرفتم به سینما بروم. چشمتان روز بد نبیند. با چه اشتیاقی وارد سینما شدم و با چه قیافه ای خارج شدم فکر می کنم خیلی دیدنی بود. فیلمی که نه تنها هیچ ارتباطی به vertigo هیچکاک نداشت و فقط از نامش استفاده تجاری شده بود، از هر نظر مزخرف بود که از ابتدا تا انتهایش آدم نمیداند بخندد یا حرص بخورد!

یادم است همین اواخر دوستی در وبلاگش نوشته بود که اصولا بایستی به عناوین تمامی فیلمهای ایرانی یک کلمه "کمدی" اضافه کرد. مثلا کمدی- جنایی، کمدی-تخیلی، کمدی-عشقی! که حداقل پیش زمینه خنده در ذهنمان باشد که همزمان با خنده حرص نخوریم!

فیلم داستان مردی است به نام سرکش که گویا بیماری روانی دارد! خیال می کند کسی را کشته در حالیکه نکشته و فقط خیال می کند! بعد خیال می کند پسر جوانی راننده اش شده در حالیکه در واقع مرد میانسالی راننده اش است! تمامی صحنه های این جریانها به اندازه کافی خنده دار هستند ولی یک جایی از خنده روده بر می شوید آنجا که سرکش هوس می کند گذشته اش را برای راننده خیالی تعریف کند از رودخانه که به طرف راننده خیالی می رود ناگهان وسط رودخانه متحول می شود و چشمانش را می بندد و در عالم خیال در کهنه و قدیمی می بیند و به طرفش می رود و بازش می کند و با هیجان می گوید آه این برادرم است این هم خواهرم است این هم که فلانی است و ... آقا نمی دانید این صحنه ها به قدری خنده دارند که نگو و نپرس. مثلا کارگردان خواسته به فیلم جذابیت بدهد در حالیکه شدیدا اثر معکوس گذاشته و بسیار سنگین تر و شرافتمندانه تر بود اگر جناب سرکش روی تخته سنگی می نشست و به راننده اش( واقعی، نه خیالی!) می گفت جوان بگذار از گذشته ام برایت بگویم!

یک قسمت بسیار خنده دار فیلم هم زمانی است که سرکش پشت تاکسی از خواب بیدار می شود و پیاده می شود و به دنبال راننده خیالی می گردد و وقتی پیدا نمی کند مرد میانسالی به او نزدیک می شود و می گوید آقای سرکش هیچ معلوم هست شما کجایید؟ یهو غیبتان زد من خیلی وقت است دنبال شما می گردم! سرکش می پرسد شما کی هستی؟ مرد می گوید من راننده تان هستم دیگر از صبح روی صندلی عقب خوابتان برده بود و هذیان می گفتید!

سرکش در ماشین از خواب بیدار شده، خود راننده هم می گوید در ماشین خوابتان برده بود بعد می پرسد کجا بودید؟ من مدتهاست دنبالتان می گردم! آخه سوتی به این ضایعی کجای دنیا دیده شده؟ در فیلمهای کودکان هم همچین سوتی ای محال است پیش بیاید. نمی دانم اینها چه برداشتی از درجه حماقت تماشاگران دارند. واقعا اینهمه توهین حرص خوردن ندارد؟

این وزارت ارشاد که اینهمه فیلم را ممنوع الاکران اعلام می کند چرا از اکران این فیلمهای مسخره جلوگیری نمی کند؟؟؟ آیا این فیلمها توهینی به تماشاگر محسوب نمی شوند؟؟؟ اه بابا بی خیال!
__________________
"یک خرده فکر کردن خیلی خیلی از ورزش صبحگاهی مفیدتر است!" شاملو
persian_queen برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-22, 22:32   #8
persian_queen
آشنا
 
آواتار persian_queen
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 232
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
persian_queen is on a distinguished road
ساماندهی نخستین معرفی دو فیلم دیگر!

فیلم دیگری که در هفته گذشته موفق به دیدنش شدم "The Believers" بود. در این فیلم داستان از این قرار است که گروهی دانشمند و ریاضیدان معتقد به خدا، وقتی با محاسبات ریاضی و ستاره شناسی و علم به این نتیجه می رسند که به پایان زمین چیزی نمانده و به زودی ستاره ها به طرف زمین سرازیر شده و باعث انفجار و نابودی آن می شوند، تصمیم می گیرند گروهی از انسانها را انتخاب کرده و با توضیح جریان و دادن وعده زندگی جاودانه و لذت خارق العاده و شستشوی مغزی آنها، دسته جمعی دست به خودکشی یا به خیال خودشان عروج بزنند. خلاصه در این میان صحنه های جالبی وجود دارد که به یک بار دیدنش می ارزد .از دو دوستی که دست این گروه گرفتار شده اند، کسی که به دینی معتقد است با چند وعده وعید گول می خورد و به گروه می پیوندد ولی دیگری که Atheist یا بی خداست، حتی با شوک الکتریکی هم آدم نمی شود و آخر سر موفق به فرار از دست این گروه می شود.


کلی مایه گذاشتیم و یه فیلم ایرانی دیگر هم دیدیم به اسم "خون بازی" به کارگردانی رخشان بنی اعتماد. یک فیلمی هم قبلا از ‍خانم درخشنده دیده بودم به نام "شمعی در باد" که آن هم مضمون اعتیاد و عواقب آن و هشدارهایش را داشت. نمی دانم این خانم های کارگردان ایرانی چه اصراری دارند همش در یک مسیر حرکت کنند! آن از تهمینه میلانی که فقط چسبیده به موضوع زنان و این یکی هم اعتیاد! البته قبول دارم بهترین راه برای مبارزه با یک معضل اجتماعی ، مبارزه فرهنگی است ولی واقعا شما هم فکر نمی کنید که اگر شورش را در بیاورید آن اثر مثبتی که می توانست داشته باشد از بین می رود و حتی ممکن است اثر بر عکس داشته باشد؟

به هر حال این فیلم خون بازی هم یکی از همان "شورش را در آورده" هاست. اولا که از نام بهرام رادان استفاده تجاری شده است. با اینکه کل حضور رادان در این فیلم به 2 دقیقه ء بی خود هم نمی رسد تنها کسی که روی جلد فیلم جلب توجه می کند همانا خود رادان است. حالا این زیاد مهم نیست بالاخره باید پول دربیاورند دیگر. تمام فیلم جز نمایش بدبختی و فلاکت و تحقیر یک معتاد چیز دیگری برای گفتن ندارد. انگار پیرمردی کنارتان نشسته و 2 ساعت تمام موعظه می کند که اگر این کار را بکنی این و این و این و این نتیجه را خواهد داشت.( نتایج را هم در وحشتناکترین حالت ممکن شرح می دهد!) اعصابتان به هم نمی ریزد؟

به هر حال حتما این فیلم را ببینید و مخصوصا به پیام اخلاقی اش توجه کنید. باشد که رستگار شوید!
__________________
"یک خرده فکر کردن خیلی خیلی از ورزش صبحگاهی مفیدتر است!" شاملو

ويرايش توسط persian_queen : 07-09-22 در ساعت 22:57
persian_queen برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-23, 16:17   #9
oon yaroohe
آشنای دیرین
 
آواتار oon yaroohe
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
محل زندگی: somewhere in this wide world
سن: 38
شمارگان پیک ها: 702
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 47
oon yaroohe is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

اگر من جای شما بودم و می دانستم با دیدن هر فیلم ایرانی ایتقدر حرص می خورم هرگز چنین خطری نمی کردم : s20 :

فیلم هایی مثل :"10" یا "سگ کشی" را نگاه کنید تا هم حرص نخورید و هم فریضه ی دیدن فیلم ایرانی را بجا آورید
__________________
شاه بیت زندگی به بی بی اندوه می بازد
حکم است !
هر چه کنی ، فرو خواهی ریخت
oon yaroohe برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-25, 11:07   #10
persian_queen
آشنا
 
آواتار persian_queen
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 232
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
persian_queen is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

بازنوشت :
نگارنده ی نخستین : oon yaroohe دیدن جستار
اگر من جای شما بودم و می دانستم با دیدن هر فیلم ایرانی ایتقدر حرص می خورم هرگز چنین خطری نمی کردم : s20 :

فیلم هایی مثل :"10" یا "سگ کشی" را نگاه کنید تا هم حرص نخورید و هم فریضه ی دیدن فیلم ایرانی را بجا آورید

البته گاهی بین فیلمهای ایرانی فیلم خوب هم یافت می شود.
مثلا شخصا از تماشای فیلم کافه ستاره لذت بردم.
منتها بایستی خیلی حرص بخوری تا به یک فیلم خوب برسی!

هر دو فیلم ۱۰ و سگ کشی را دیده ام و به نظرم اولی جالبتر آمده بود...
: s31 :
__________________
"یک خرده فکر کردن خیلی خیلی از ورزش صبحگاهی مفیدتر است!" شاملو
persian_queen برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-27, 03:53   #11
oon yaroohe
آشنای دیرین
 
آواتار oon yaroohe
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
محل زندگی: somewhere in this wide world
سن: 38
شمارگان پیک ها: 702
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 47
oon yaroohe is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

وای !
وای !
نا امید شدم از سلیقه تان

البته امیدوارم منظورتان کافه ترانزیت باشد اما اگر دقیقا از فیلم کافه ستاره لذت برده اید جای تعجب است .

من اصلا اهل فیلم نیستم ولی گاهی فیلم می بینم . ماجرای دیدن کافه ستاره ماجرای جالبی بود برای ما .

آقای دگالویی ما را به دیدن فیلم آفساید دعوت کرد بود . قرار بود نمایش با حضور کارگردان باشد و آقای دگالویی بلیط های ویژه ای داشت که من و نیگردو و همسرانمان و خود آقای لویی را به سوی صندلی های قرمز هدایت می کرد .
از شانس ما جناب کارگردان لوس بازی در آورد و نیامد و فیلمش را هم -طبعا- نیاورد و به جای آفساید مجبور شدیم کافه ستاره را تحمل کنیم . گویی مرا در شهر بازی و در تونل وحشت انداخته باشند . همانقدر مزحک و بی ثمر .

دوستی که همراهمان بود می گفت این سناریو و اپیزود های متقاطع از روی یک فیلم مکزیکی کپی برداری شده است و اگر بدعت و زیبایی فیلم را از این جهت دیدید چیزی نبود که برآمده از خلاقیت کارگردان باشد .


توصیه می کنم اگر فیلم های کافه ترانزیت و تقاطع را ندیده اید حتما یک نسخه از آنها را تهیه کنید و ببینید .
__________________
شاه بیت زندگی به بی بی اندوه می بازد
حکم است !
هر چه کنی ، فرو خواهی ریخت
oon yaroohe برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-27, 09:21   #12
persian_queen
آشنا
 
آواتار persian_queen
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
شمارگان پیک ها: 232
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 42
persian_queen is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

بازنوشت :
نگارنده ی نخستین : oon yaroohe دیدن جستار
وای !
وای !
نا امید شدم از سلیقه تان

البته امیدوارم منظورتان کافه ترانزیت باشد اما اگر دقیقا از فیلم کافه ستاره لذت برده اید جای تعجب است .

من اصلا اهل فیلم نیستم ولی گاهی فیلم می بینم . ماجرای دیدن کافه ستاره ماجرای جالبی بود برای ما .

آقای دگالویی ما را به دیدن فیلم آفساید دعوت کرد بود . قرار بود نمایش با حضور کارگردان باشد و آقای دگالویی بلیط های ویژه ای داشت که من و نیگردو و همسرانمان و خود آقای لویی را به سوی صندلی های قرمز هدایت می کرد .
از شانس ما جناب کارگردان لوس بازی در آورد و نیامد و فیلمش را هم -طبعا- نیاورد و به جای آفساید مجبور شدیم کافه ستاره را تحمل کنیم . گویی مرا در شهر بازی و در تونل وحشت انداخته باشند . همانقدر مزحک و بی ثمر .

دوستی که همراهمان بود می گفت این سناریو و اپیزود های متقاطع از روی یک فیلم مکزیکی کپی برداری شده است و اگر بدعت و زیبایی فیلم را از این جهت دیدید چیزی نبود که برآمده از خلاقیت کارگردان باشد .


توصیه می کنم اگر فیلم های کافه ترانزیت و تقاطع را ندیده اید حتما یک نسخه از آنها را تهیه کنید و ببینید .

: s20 :

نه منظورم همان کافه ستاره بود!
من که زیاد سخت نمی گیرم و از تماشای هر فیلم متوسطی هم لذت می برم انقدر حرص می خورم اگه می خواستم مثل شما باشم که فاتحه ام خوانده شده بود ( توسط جناب ارژنگ!)

در مورد تقاطع و کافه تراتزیت کامنت زیادی خوانده ام ولی ندیده ام. لطفا اگر فرصت کردید توضیح مختصری بدهید و امتیازاتشان را از نظر خودتان بگویید تا بیشتر با سلیقه تان آشنا شویم.
__________________
"یک خرده فکر کردن خیلی خیلی از ورزش صبحگاهی مفیدتر است!" شاملو
persian_queen برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-09-27, 19:15   #13
oon yaroohe
آشنای دیرین
 
آواتار oon yaroohe
 
گاه ِ نام نویسی: May 2007
محل زندگی: somewhere in this wide world
سن: 38
شمارگان پیک ها: 702
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 47
oon yaroohe is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

یک امتیاز کافه ترانزیت ، بازی های خوب و روان است . و موضوعش که برای من جالب بود . آنچه را بسیار پست و نفرت انگیز می دانم نشانه رفته بود . تعصب ناموسی را . این موضوع در فیلم خیلی ظریف و زیبا با موضوع عشق پیوند خورده است .

تقاطع اتفاقا از لحاظ روایت داستان شباهت هایی به کافه ستاره دارد . در تقاطع هم بازی های آزار دهنده در کار نیست . موضوع معمولی و دلچسبی دارد . از لحاظ بدل کاری و جلوه های ویژه هم گویا از بهترین های فیلم فارسی است .
__________________
شاه بیت زندگی به بی بی اندوه می بازد
حکم است !
هر چه کنی ، فرو خواهی ریخت
oon yaroohe برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-10-27, 03:05   #14
دوست
آشنا
 
آواتار دوست
 
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 299
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 44
دوست is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

به كجا چنين شتابان؟
بررسی نقش پدر در سريالهای ماه رمضان
"نگاهی به نقش پدر در سريالهای ماه رمضان"
امسال هم ساعت پخش سريالهاي مناسبتي ماه رمضان هماهنگي داشتند. به گونه اي كه بعضا اتمام يك سريال با شروع سريال ديگر توام بود.اما آيا اين هماهنگي در مورد محتوي و پيام سريالها هم وجود داشت؟

شكي نيست كه بن مايه سريالهاي مناسبتي مسائل مذهبي و اعتقادي بوده و هست. اما آيا اين سريالها در انتقال پيامي مذهبي هم مثل جذب مخاطب موفق بوده اند؟ هدف از نگارش اين سطور بررسي نقش پدر در اين سريالها است.

در سريال كانال يك دكتر پژوهان پدري است كه فريفته شيطان مي شود و دخترش نه تنها فريب نمي خورد بلكه نقش عمده اي در راهنمايي پدر ايفا مي كند. در سريال كانال دو حاج آقا فتوحي هم فريفته مي شود و باز هم دخترش نقش مهمي در خلاصي وي از مخمصه ايفا مي كند. بگذريم كه صدا و سيما به بسياري از جوانان آموخت كه بدون اذن پدر و با اجازه دادگاه مي توانند ازدواج كنند. مي توان بررسي كرد كه پيش از اين سريال چند درصد از جوانان از اين امر مطلع بودند و آگاهي از اين امر چه تاثيراتي بر جامعه جوان ايران دارد. بررسي بيشتر اين امر در اين مقال نمي گنجد.

جلال هم پدر ديگري است كه براي عيش و نوش خود خانواده را به خارج فرستاده است. شايگان هم پدر مقروض ديگري است كه دخترش بار او را بر دوش مي كشد و پدرش از او مي خواهد كه براي سر كيسه كردن مردي به او نزديك شود.

در سريال شكرانه هم شخصيت پدر با كمك حامد پسرش دست از خوردن مال مردم بر مي دارد. باز هم پدر شخصيتي است كه به راحتي فريفته مي شود.

در سريال كانال سه پدر فاسد نيست اماآنقدر ناكارآمد است كه در توالت مي ماند و هزار تومان هم نبايد در جيبش باشد چون حتما" آن را به كسي قرض مي دهد و ثروت خانواده را مادر كنترل مي كند .

پس مي بينيم كه در محتوي سريالها هم رد پاي هماهنگي را مي توان يافت!

چند سالي است كه شخصيت شوهر غير قابل اعتماد كه مخفيانه دست به ازدواج مجدد مي زند موضوع داغ بسياري سريالها و فيلمها شده است. بعنوان مثال مي توان به فيلم "نصف مال من نصف مال تو" در سينما و سريال " راه بي پايان" اشاره كرد.

اما امسال سريالهاي ماه رمضان پا را يك قدم فراتر گذ اشته و به اتفاق آراء، پدر را موجودي غير قابل اعتماد، ناكارآمد و فريب خورده معرفي نموده اند كه فرزندان بايد به كمك آنها بيايند.

فيلمسازان صدا و سيما سعي مي كنند محصول و مارك خاصي را در برنامه خود نشان ندهند تا تبليغي براي آنها نباشد اما به محتوي، نقش و تاثير شخصيتها توجهي نمي كنند.

آيا فرهنگ سازي كه صدا و سيما از آن دم مي زند همين است؟ آيا خانواده ها و فرزندان با اين شخصيتها همزاد پنداري نمي كنند؟ تاثير اين همزاد پنداري ها در خانواده هاي ايراني چيست؟ در جامعه سنتي ايران پدر به سان ستون خيمه خانواده است، سست نشان دادن ستون اين خيمه چه تاثيري دارد؟

كافي است به ياد بياوريم در فيلم "بدون دخترم هرگز" وقتي شخصيت مرد ايراني منفي نشان داده شد چه وا اسفاها همي زديم و سازندگان را مغرض خوانديم. اما اكنون چه كنيم؟ جالب اينجا است كه تمامي پدران اعم از تحصيل كرده و مذهبي و بازاري و تاجر همگي زير سئوال رفته اند.

حقير منكر وجود چنين افرادي در جامعه نيستم. اما انتخاب و پردازش شخصيتها بايد هوشمندانه و بر اساس مهندسي اجتماعي باشد و نه صرف وجود و يا عدم وجود شخصيتها در اجتماع.

همه ما كم و بيش فيلمهاي هندي را ديده ايم. كافي است سينماي جامعه سنتي خود را سينماي جامعه سنتي هند مقايسه كنيم.
در بسياري از فيلمهاي هندي (حداقل آنهايي كه ما از صدا و سيما ديده ايم) هرگاه خانواده دچار مشكل مي شود پدر و مادر با هم متحد مي شوند تا با هم مشكل را حل كنند. فرزند خانواده اگر جنايتكار و تبهكار هم باشد با پدر و مادر با احترام حرف مي زند و اگر با والدين درشت هم سخن بگويند شخصيت منفي داستان است.

اما در فيلمهاي ما پدر شخصيتي منفي معرفي شد كه هفتاد سال عبادتش يك شب به باد مي رود و فرزند درشت گو شخصيت مثبت فيلم و پري نجات بخش مي شود. محتوي برنامه هاي صدا وسيما جدا" نيازمند تحليل محتوا بر اساس مطالعات فرهنگي و جامعه شناختي است. در اين مورد نقد و نامه محمد نوري زاد به ضرغامي را هم بخوانيد.


*دکتر محمد رضا حسينی استاد دانشگاه علامه طباطبایی
__________________
توانا بود هر که دانا بود - ز دانش دل پیر برنا بود
دوست برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-10-27, 11:17   #15
آسپرین
آشنا
 
آواتار آسپرین
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 187
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 43
آسپرین is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

Art School Confidential





سبک فیلم : دراما
سال تولید : 2006

آیا تا به حال تجربه کرده اید که با حسی ، اتفاقی ، تصمیمی .... دست و پنجه نرم کرده باشی و ناگهان واقع ای رخ دهد که به پاسخ بسیاری از پرسش هایت برسی ؟
این فیلم که طنز و عصبانیت را با هم جلوه می دهد در یک مدرسه هنری رخ می دهد ، مدرسه ای که یک مشت آدم احمق بی استعداد تحت تعلیم یک مشت آدم احمق بی استعداد قرار می گیرند! نقش اول فیلم را جروم بر عهده دارد ، تنها شخصی که در بین این همه هنرجو واقعا هنری دارد و تمام تمرکزش را به رسیدن به هدفش به کار می برد ، اما از سویی دیگر شخص دیگری را می بینیم که تمامی نقاشی هایش کودکانه اند و در واقع یک پلیس مخفی ست که قتل های زنجیره ای را پیگیری کند!
شاید پیامی که در پشت این فیلم خوابیده باشد این است که در مدرسه های هنر ، اصول را به دانشجو یاد می دهد اما خلاقیت را در نطفه خفه می کنند!
آسپرین برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-11-07, 22:36   #16
Mafia
تازه کار
 
گاه ِ نام نویسی: Jul 2007
شمارگان پیک ها: 43
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 40
Mafia is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

بازنوشت :
نگارنده ی نخستین : آسپرين دیدن جستار
Art School Confidential





سبک فیلم : دراما
سال تولید : 2006

آیا تا به حال تجربه کرده اید که با حسی ، اتفاقی ، تصمیمی .... دست و پنجه نرم کرده باشی و ناگهان واقع ای رخ دهد که به پاسخ بسیاری از پرسش هایت برسی ؟
این فیلم که طنز و عصبانیت را با هم جلوه می دهد در یک مدرسه هنری رخ می دهد ، مدرسه ای که یک مشت آدم احمق بی استعداد تحت تعلیم یک مشت آدم احمق بی استعداد قرار می گیرند! نقش اول فیلم را جروم بر عهده دارد ، تنها شخصی که در بین این همه هنرجو واقعا هنری دارد و تمام تمرکزش را به رسیدن به هدفش به کار می برد ، اما از سویی دیگر شخص دیگری را می بینیم که تمامی نقاشی هایش کودکانه اند و در واقع یک پلیس مخفی ست که قتل های زنجیره ای را پیگیری کند!
شاید پیامی که در پشت این فیلم خوابیده باشد این است که در مدرسه های هنر ، اصول را به دانشجو یاد می دهد اما خلاقیت را در نطفه خفه می کنند!
ولی فکر میکنم خلاقیت همون چیزیه که باعث ایجاد اون نقاشی های کودکانه شده! در این مدرسه بر عکس به جای یاد دادن اصول روی خلاقیت, بیش از حد تاکید میکردند : s20 :
Mafia برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 07-12-18, 00:49   #17
محمد
آشنای دیرین
 
آواتار محمد
 
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 699
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 48
محمد is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

... و خدا زن را آفريد
تصويرزنان در آثار فيلمسازان زن سينماي ايران
نقد و تحليل - حسين آرياني



رژيم گذشته با وجود آنكه شعار دفاع از حقوق زنان را مي‌داد، اما در عمل در سينماي آن دوران فيلمساز زني ديده نمي‌شد و در اين مقوله فيلم‌هاي انگشت‌شماري را مي‌توان نام برد،
اما بعد از انقلاب اسلامي فيلمسازان زن يكي پس از ديگري از راه مي‌رسند و برخي از آنان تبديل به فيلمسازان مطرح و تاثيرگذار مي‌شوند محدوديت حضور زنان فيلمساز در رژيم گذشته شايد تا حد زيادي به غالب مردانه و فضاي ناسالم آن سينما برمي‌گشت كه امكان حضور زنان را به عنوان كارگردان برنمي‌تابيد.

پرداختن فيلمسازان زن به كاراكترهاي زن از اين نظر كه خودشان حديث خويش را بازگو مي‌كنند شايد بتواند واقع‌گرايانه و ملموس‌تر از آب دربيايد در مواردي هم اينگونه است هرچند در بسياري از فيلمسازان زن (مانند فيلمسازان مرد) ضعف‌هايي در ارائه شخصيت زنان ديده مي‌شود ولي به نظر مي‌آيد اين ضعف‌ها با آزمون و خطاهاي انجام شده به نتيجه معقول‌تري به خصوص در مورد كارگردان‌هاي خلاق‌تر خواهد انجاميد كارگردانان زن سينماي ايران شخصيت‌هاي زن خود را در سه بستري كه بيشتر غالب هستند تصوير مي‌كنند. در اينجا سه بستر را با هم مرور مي‌كنيم:

1- «زن در كشاكش جامعه»: با شنيدن عبارت « زن و جامعه» بي‌اختيار به ياد درخشان بني‌اعتماد مي‌افتيم كه بدون شك مهم‌ترين و موفق‌ترين فيلمساز زن ماست تمركز بني‌اعتماد به شخصيت‌هاي زن از فيلم «نرگس» شروع شد. شخصيت زن در فيلم در دو كاراكتر «نرگس» و «آفاق» تبلور پيدا مي‌كند نرگس (عاطفه رضوي) شخصيت مثبت داستان است كه با پشتكاري فراوان سعي در اصلاح عادل (ابوالفضل پورعرب) دارد و در نهايت شوهرش را از بزه كاري دور مي‌كند. «آفاق» (فريماه فرجامي) هم شخصيتي به شدت خاكستري دارد شخصيتي كه چند بعدي و قابل باور است تيرگي‌ها و روشنايي‌هاي وجود آفاق چنان درهم تنيده شده‌اند كه به سادگي قابل تفكيك و تميز نيستند.
آفاق يك زن بزه‌كار به شدت واقعي است كه نمونه‌اش را تا آن موقع در سينماي ايران نديده بوديم بني‌اعتماد نشان مي‌دهد بستر اجتماعي كه امثال آفاق از آن برخاسته‌اند نقش تعيين‌كننده‌اي داشته است گويي اراده انساني در چنين مواردي نقش كوچكي را بازي مي‌كند آفاق اسير سرنوشتي ناخواسته و تحميلي در اثر جبر شرايط اجتماعي است. نكته‌اي كه اين حس را تقويت مي‌كند ندامت او از اعمال گذشته‌اش است به گونه‌اي كه نزد نرگس تصويري جبري و تلخ از گذشته به ياد مي‌آورد و اينكه متاسف است كه نتوانسته راهنماي خوبي براي عادل باشد.
در «روسري آبي» مشكل زن فقر است و اينكه دل به كسي بسته كه جاي پدرش است بنابراين او در مقابل خانواده سنتي قرار مي‌گيرد كه مخالف ازدواج پدرشان هستند اينجا هم احساسات زن در اوج محروميت اقتصادي جدي گرفته مي‌شود اينكه او دل بسته مرد شده به زيبايي تصوير مي‌شود در ضمن مرد مي‌تواند ماوا و پناهگاه زن در مقابل مناسبات اجتماعي- اقتصادي بي‌رحمانه جامعه باشد.
در «زير پوست شهر» مادر نگران وضعيت جامعه‌اي است كه خوشبختي او و خانواده‌اش را تهديد مي‌كند در اين فيلم به طور موكد به مسئله اختلاف طبقاني و مشكلات جامعه كارگري اشاره مي‌شود مادر كه گويي غم تمام دنيا را بر دوش دارد ولي استوار باقي مي‌ماند و براي حفظ و بقاي خانواده مي‌جنگد با آنكه شوهري از كارافتاده دارد از پاي نمي‌نشيند، تلاش مي‌كند و همواره به خانواده اميد مي‌دهد او يك مادر تمام عيار است رنج ديده است ولي استوار و حافظ خانواده.
در «گيلانه» عشق مادر به پسرش را كاملاً موكد مي‌بينيم بازي خيره كننده معتمد آريا هم كاراكتر مادر را جلوه‌اي متعالي مي‌بخشد. معتمدآريا با جسم رنج ديده و فرتوت و ضعيف، گيلانه را با آن كمر خميده و راه رفتن دشوار و ميميك صورت و حركات دستش به خوبي به تصوير كشيده است. او تمام هستي و وجود خود را نثار فرزندش مي‌كند و تصويري متعالي از كاراكتر «مادر» ارائه مي‌كند. زيبايي طبيعت گيلان هم به كمك شخصيت پردازي فيلم آمده است. گويي گيلانه در بهشتي زميني در انتهاي دنيا قرار دارد، تنها با پسرش تا همه وجود خود را نثار پسر ناتوانش كند بهشتي كه تجسم فداكاريهاي او است و از سويي ديگر تجسم آن چيزي است كه به مادران (به خصوص مادران چنين فداكار) از جانب خداوند وعده داده شده است. نمونه‌هاي ديگري هم در مقوله زن و اجتماع به ياد مي‌آيد.
«زندان زنان» (منيژه حكمت) را هر چند عده‌اي اثري سياه و تحقيركننده دانسته اند اما نكات مثبتي در تصويركردن كاراكترهاي زن فيلم ديده مي شود. از جمله در فيلم گذر ايام و تغيير شرايط را در سه مقطع زماني متفاوت در وجود سه دختر نوجوان (هرسه با بازي پگاه آهنگراني) مي‌بينيم اين شخصيت‌ها به خوبي آسيب‌پذيري دختران نوجوان را در برابر اعمال بزه‌كارانه (اپيزود دوم و سوم) و نيز در برابر گروه‌هاي سياسي (شخصيت اپيزود اول يك زندان سياسي است) را به خوبي نشان مي‌دهد و درمي‌يابيم كه اين موقعيت‌ها براي دختران با روحيه لطيف و حساسشان مي‌تواند به شدت ويران‌كننده‌تر و مرگ‌آورتر باشد. كاراكتر زندان‌بان (رويا تيموريان) نيز كاراكتري قابل توجه است او از رفتاري تند و مهاجم به تدريج به نوعي تحمل پذيري و سرانجام به رابطه‌اي عاطفي با زنداني قديمي خود مي‌رسد.
مونا زندي هم با اولين فيلم خود «عصرجمعه» نشان مي‌دهد كه آينده روشني دارد «عصرجمعه» در ترسيم دنياي يك مادر و پسر فاقد پشتوانه اقتصادي و از طبقه فرودست موفق نشان مي‌دهد البته فيلم «عصر جمعه» مي‌توانست نمونه‌اي از خيل فيلم‌هاي احساساتي و غمخوار براي زنان ستم ديده طبقات فرودست باشد، اما مونا زندي به دور از تاكيدهاي احساساتي اين چنين فيلم‌هايي تماشاگر را به تفكر در زندگي اين مادر و پسر وامي‌دارد نمونه طفره رفتن زندي از صحنه‌هاي ملودراماتيك را مي‌شود در صحنه‌اي كه خاله پسر زنداني (هانيه توسلي) به ملاقات او مي رود، دريافت. كل بخش توضيح گذشته مادر توسط خاله براي پسرك با بسته شدن در اتاق حذف مي‌شود مونا زندي كه قبلاً دستيار بني‌اعتماد بوده با «عصر جمعه» نشان مي‌دهد كه بني اعتماد شاگرد مستعدي را روانه سينماي حرفه‌اي كرده است.

2- «تصوير ملودراماتيك از زن»: اين عنوان هم بي‌اختيار ما را به ياد پوران درخشنده مي‌اندازد فيلم‌هاي او شايد بيش از حد احساساتي عاطفي و اخلاقي هستند و احتمالاً به همين جهت هم منتقدان فيلم‌هاي او را چندان جدي نمي‌گيرند قابل تامل‌ترين فيلم‌هاي او شايد «پرنده كوچك خوشبختي» باشد. در اين فيلم نحوه ارتباط برقرار كردن معلم (هما روستا) با دختر كر و لال (عطيه معصومي) خوب و تاثيرگذار تصوير شده است اينجا احساسات و عواطف زنانه موتور اصلي حركت درام است. كشش و علاقه معلم به دخترك از سويي به علت تعهد و دلبستگي شغلي است و از سويي ديگر به اين علت است كه او اصولاً نمي‌تواند بچه‌دار شود او آن قدر به دخترك نزديك مي‌شود و از نرمش عواطف بهره مي‌گيرد و آن قدر در مورد وضعيت او تحقيق مي‌كند و تلاش بي‌وقفه انجام مي‌دهد كه سرانجام به تحول دختر مي‌انجامد تصوير بالا رفتن دست دختر به نشان شروع ارتباط با معلم و سكانس خاك كردن اسباب بازي تاثيرگذار هستند هرچند در كل بازي‌هاي احساساتي ، مايه‌هاي شديد ملودراماتيك و موسيقي احساساتي فيلم به «پرنده كوچك خوشبختي» ضربه وارد كرده است.
اما متاسفانه مايه‌هاي احساساتي و ملودراماتيك در فيلم‌هاي بعدي درخشنده غليظ‌تر و كم‌عمق‌تر شدند فيلم‌هايي مثل «عبور از غبار»، «زمان از دست رفته» و «روياي خيس» كه در آنها احساسات و عواطف بسيار اغراق‌آميز بنظر مي‌آيند اما مي‌توان اميدوار بود درخشنده با آزمون و خطاهاي اين دوره طولاني فيلمسازي‌اش شايد بتواند تولدي دوباره در سينما داشته باشد.

3- «فمينيسم و دفاع از حقوق زنان»: تنها فيلمساز فمينيست سينماي ايران تهمينه ميلاني است وقتي فيلم «دو زن» اكران شد بسيار براي تماشاگران غافلگيركننده بود براي اولين بار زناني به تصوير كشيده شدند كه حقوقشان توسط مردانشان پايمال شده بود. شخصيت مرداني مثل كاراكتر آتيلا پسياني كه زن را چون موجودي مطيع و خدمتگزار در خانه مي‌داند و شخصيت و علايق زن را ناديده مي‌گيرد يا مرداني مانند شخصيت محمدرضا فروتن كه فقط عشق خود را براي ازدواجش با دختري زيبا كه هيچ نزديكي و سنخيتي با او ندارد كافي مي‌داند و ...
بهرحال كوشش ميلاني براي دفاع از حقوق زنان قابل تامل است اما اين وسط ضعف‌هايي هم به چشم مي‌خورند كه چنان كوچك نيستند قهرمانان زن فيلم‌هاي ميلاني بيشتر در اثر ظلم‌هاي مردان جلوه مي‌كنند، هويت و شأن و منزلت مي‌يابند گويي خودشان جز مبارزه و مظلوميتشان چيز ديگري براي عرضه ندارند در حالي كه يك كاراكتر فمينيستي بايد بيشتر به قابليت‌هاي ارزشمند و قابل تامل زنان متكي باشد تا تصوير ظلم مردان.
نكته ديگر آنكه كاراكترهاي مرد و زن فيلم‌هاي ميلاني هم خيلي سياه و سفيد هستند مردان شر مطلق و زنان مظهر خير. اين گونه شخصيت‌هاي يك بعدي هم به فيلم‌هاي او ضربه وارد مي‌كنند و البته از فيلمساز با تجربه‌اي چون ميلاني شخصيت‌پردازي درست و خاكستري كاراكترها انتظار بزرگي نيست.

در مجموع نگارنده هرچند تصوير زن را در آثار فيلمسازان زن تصوير كاملي نمي‌بيند و ضعف‌هايي به چشم مي‌خورند اما اينكه اين كاراكترها توسط خود زنان تصوير شده‌اند در بسياري از موارد به نفع فيلم و واقعي‌تر شدن آن تمام شده است.
به هرحال اميد است كه عرصه فعاليت‌هاي فيلمسازان زن به سوي فيلم‌هايي بهتر و چهره‌اي واقعي‌تر از زنان ادامه يابد و با آزمون و خطاهاي انجام شده نتايج بهتري حاصل شود.
__________________
ما لازم نيست در موضع‌ دفاع‌ از اسلام قرار بگیریم. اين اسلام‌ است‌ که‌ در حال‌ هجوم‌ به‌ فرهنگ‌ (پوسيدۀ) جهانی‌ است. فقط باید نشان‌ دهیم‌ که‌ تنها دین‌ اصیل، منطقی‌، محكم و انسانی اسلام‌ است. کسانی‌ که‌ اسلام‌ را درست‌ ببینند، خود بخود مجذوب اسلام‌ می‌شوند. پروفسور حامد الگار
محمد برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 10-12-10, 23:26   #18
Nick
آشنای دیرین
 
آواتار Nick
 
گاه ِ نام نویسی: Jul 2009
محل زندگی: خونه مون
شمارگان پیک ها: 405
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 37
Nick is on a distinguished road
ساماندهی نخستین بررسی و نقد فیلم و سریال






این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و ... مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.

پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است.

بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزشش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است.

از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی.

اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این سی سالی که اینان تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.

کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده " کارشناسی" می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شكلي است گندم را اصلاح نژاد می کرده است.

عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند.

چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟

در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟

در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و آوازهای پُر شور محلی در هنگام برداشت، بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟

مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟

ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است.آنرا همیشه عجم(گـُنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ.

چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟

اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟

همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره پوش و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟

و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند!

واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند.

بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمايش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند.

این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند.

مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم)را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما كداميك از قهرمانان ملّي ما را به دنيا معرفي كرده اند؟

تازه همين تازيان با وقاحت هر چه تمامتر زكرياي رازي، ابوريجان بيروني، بوعلي سينا و ... حتي خليج فارس ما را به نام خود تمام ميكنند و اينها دم بر نمي‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است نـُه سال پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همانثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟

چرا در سریال باید به این افتخار شود که " من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش ! ". یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید اسکندر، چنگیز و تیمور لنگ را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در ردیف ثقفی ها و تازیان هستند.
پوای که میتوانست با آن آموزشگاهها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود، را سی سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی ایرانیان بکوبند.

درهیچ جای دنیا، هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده اند که ما کرده ایم.

وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنيد شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد. ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه. و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.

مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصحاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از 1400 سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟

ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند و ما دَم بر نیاوردیم حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !

اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟






(کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)



«؟»

__________________
آنجا که حقیقت، آزاد نیست،آزادی حقیقت ندارد.
روشنفکری دینی!!، بنیانش بر تحمیق است.
Nick برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 10-12-11, 22:39   #19
زیبا
جان افروز
 
آواتار زیبا
 
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: بهشت زمین .... ایران ...
شمارگان پیک ها: 1,985
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 61
زیبا is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

اگر در این سریال دقت کنیم ، می بینیم فقط کسانی به ایرانیان توهین می کنند که مانند نویسندگان ابله اینگونه مقالات ، به شدت نژادپرست ، خشن و متعصبند و هیچ ارزشی برای انسانیت نمی شناسند ...
همانگونه که اسب نژاد عربی و ماکیان لاری اش ذی قیمت است و سگ و گربه و فلان جانور فلان نژادش قیمتی تر است ، نژادپرستهای بدبخت نیز اینگونه خود را قیمت گذاری می کنند ...
لذا اگر نمونه یی عالی از انسانیت را به آنها نشان دهی که پرده های ضخیم تعصبات نژادی ، قومی ، زبانی ، اقلیمی و گروهی را دریده و به مقام انسانیت حقیقی رسیده باشد ، به فحاشی به او رو می آورند و مانند همترازهای عرب و یهودی و سیک و مغول خود ، تلاش می کنند او را به زیر بکشند تا در حد خود نشان دهند ...
علاوه بر تنگ نظری ، حسادت و هزاران خوی پلید دیگر ، حتی به همنژادهای خود نیز رحم نمی کنند و به جرم دگر اندیشی به رگبار فحاشی و شخصیت کشی می گیرند ...

این است نهایت اندیشه های ناپاک ... هرچند خود را پیرو اندیشه نیک ، گفتار و کردار نیک جا بزنند ...
__________________
ترا پاسبان است چشم تو و من ـ همي خفته مي بينم اين پاسبان را
سمند تو زي پرتگاه از چه پويد ـ ببين تا بدست كه دادي عنان را
زیبا برون خط است   پاسخ با نقل قول
کهن 11-02-15, 01:15   #20
Nick
آشنای دیرین
 
آواتار Nick
 
گاه ِ نام نویسی: Jul 2009
محل زندگی: خونه مون
شمارگان پیک ها: 405
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
نیروی تلاش و پیشینه: 37
Nick is on a distinguished road
ساماندهی نخستین

نمیدانم چرا هر وقت اسمی از ایران و ایرانی و منافع ملی و فرهنگی به میان میآید اسلامدان این نو مسلمانان ساندیس پناه به سوزش و درد دچار میشود؟ تا بحال شنیده بودیم که آخوندها و مفعولین پر رو ترین موجودات هستند گویا باید به اینها گروه ساندیس پناهان مغز شسته را هم اضافه کرد!
البته تاریخ این مملکت از این عربی پسندان بسیار دیده و پس از این هم خواهد دید، اما بهتر است اینان گاهگاهی هم سر خود را از بین پاهای اعراب بیرون بیاورند و نگاهی به دور و بر خود بیافکنند و ببینند که این نمونۀ عالی انسانیت در کهریزک و اوین و رجایی شهر و ... با بهترین فرزندان این مردم چه میکند؟! آیا همین نمونه های عالی انسانیت نیستند که در اتوبوس مسافربری در عراق با منفجر کردن لاشه های متعفن خود جان دیگر پیروان همین نمونۀ عالی انسانیت را از کودک و زن و مرد بیگناه میگیرند؟ آیا دستۀ دیگری از پیروان همین نمونۀ عالی انسانیت در پاکستان و افغانستان جان عدۀ دیگری از مردم بیگناه را به بهانۀ شیعه بودن و سنی بودن نمیگیرند؟ اگر این نمونۀ عالی انسانیت است که پرده های ضخیم تعصبات قومی،... را دریده است که گلی به گوشۀ جمال پیروانش.
__________________
آنجا که حقیقت، آزاد نیست،آزادی حقیقت ندارد.
روشنفکری دینی!!، بنیانش بر تحمیق است.
Nick برون خط است   پاسخ با نقل قول
پاسخ


بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان)
 
ابزارهاي جستار
شیوه ی نمايش

توانائی های فرستادن نوشته:
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است

برگشت بی درنگ به تالارها


زمان جایگاه شما با ساماندهی GMT +3.5 هم اکنون 16:00 می باشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
andishehaa@gmail.com